رونق تولید
امروز : جمعه ٣١ خرداد ١٣٩٨

اخبار > انرژی‌های نو و جغرافیای سیاسی

صفحه اصلی > یادداشت ها 


انرژی‌های نو و جغرافیای سیاسی

مهدخت ذاکری

مهدخت ذاکری* 

 

بیش از دو دهه، نقشه سیاست جغرافیایی جهان بر اساس نفت، گاز و منابع هیدروکربوری انرژی ترسیم می شده است. از آن زمان تا به امروز، کنترل بر تولید و تجارت این منابع، تعیین کننده سیاست قدرت بوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تغییر از این منابع به انرژی های نو منجمله تجدیدپذیر، میتواند روابط قدرت جهانی را متحول سازد. بنابراین تغییرات منابع انرژی می تواند یکی از مولفه های بازترسیم تحولات ژئوپلتیکی قرن 21 در کنار روندهای جمعیتی، فناورانه، پایداری زیست محیطی، ظرفیت های نظامی و سیاست داخلی دولتها باشد.

 

آژانس انرژی های تجدیدپذیرIRENA  در تازه ترین گزارش خود از تحولات جهانی انرژی، بر این باور است دنیا به سمت استفاده از تجدیدپذیرها میل می کند. کاهش هزینه های تولید انرژی. بدین ترتیب که از سال 2010 تاکنون هزینه برق تولیدی از انرژی های خورشیدی وبادی به ترتیب 73درصد و 22درصد کاهش داشته است. 

آلودگی و تغییرات اقلیمی

 بنابر برآورد سازمان بهداشت جهانی، از هر 10 نفر در دنیا، 9 تن هوای آلوده استنشاق میکنند که آمار مرگ و میر سالیانه ناشی از آلودگی هوا، 7 میلیون نفر در دنیاست. همچنین تحلیل IRENA نشان می دهد که استفاده از تجدیدپذیرها و بهره وری انرژی، منجر به کاهش 90درصدی انتشار گازهای گلخانه ای خواهد شد.

استراتژی های کلان کشورها: علاوه بر تعهدات ذکرشده در موافقتنامه پاریس برای دولتها مبنی بر کاهش انتشار کربن و گازهای گلخانه ای، بسیاری از کشورها استفاده از این نوع انرژی را در برنامه های بلندمدت خود قرارداده اند. بعنوان مثال امارات متحده عربی در استراتژی انرژی، 44درصد را به انرژیهای تجدیدپذیر تخصیص داده و نیز به کاهش 70درصدی کربن متعهد شده است. افکار عمومی. جنبش های متعدد سراسر دنیا مبنی بر حفاظت ازمحیط زیست و فشار بر دولتها به منظور کاهش گازهای گلخانه ای نیز به مثابه عامل موثر دیگر در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر عنوان شده است.

 

تجدیدپذیرها و تغییرات ژئوپلیتیکی

 

موقعیت نسبی یک دولت در نظام بین الملل متاثراز مجموعه ای از عوامل شامل جمعیت، وسعت سرزمین، منابع طبیعی، موقعیت ژئواستراتژیک، منابع نظامی و قدرت نرم است. کنترل و دسترسی به منابع اصلی انرژی و بازارهای آن دارایی بزرگی است و دولتهایی که چنین منابعی را در اختیار نداشته باشند، نسبت به تحولات انرژی  بیشتر حساس بوده و واکنش نشان میدهند. بنابراین رشد و توسعه انرژی های تجدیدپذیر در کشورها قدرت و نفود نسبی برخی دولتها را تغییر داده و بازترسیم نقشه ژئوپلتیکی قرن 21 را محتمل می سازد. بی شک بسیاری از اتحادها و نهادهای مبتنی بر انرژی همچون اوپک تضعیف خواهد شد و برخی روابط استراتژیک میان دولتها همچون اتحاد استراتژیک میان ایالات متحده و عربستان سعودی نیز تغییر خواهد کرد. در مقابل بسیاری پیمانها و اتحادیه های جدید مبتنی بر تبادلات فناوری انرژی­های تجدیدپذیر نیز شکل می گیرد .

 

منابع تجدیدپذیر برخلاف انرژی های هیدروکربوری، تقریبا در تمامی کشورها در دسترس است. بنابراین استفاده و تمرکز بر تجدیدپذیرها، موقعیت استراتژیک کشورهای دارای منابع هیدروکربوری را کاهش می دهد. در واقع از آنجایی که منابع تجدیدپذیر همچون باد، آب، زیست توده و زمین گرمایی به تناوب در همه کشورها در دسترس است، بنابراین از تمرکزگرایی در یک منطقه خاص و به تبع، اهمیت استراتژیک آن مناطق و کشورهای دارنده منابع هیدروکربوری، کاسته میشود.

 

نگرانی ها پیرامون امنیت انرژی، روابط میان دولتها، شکل‌گیری اتحادها، حمایت از منافع ملی و برنامه های دفاعی را شکل میدهد. منافع نفتی روابط میان خاورمیانه و ایالات متحده را برای مدتها صورتبندی کرده بود. چین و اتحادیه اروپا نیز به منابع امن عرضه کنندگان برای توسعه اقتصادی خود نیاز دارند. دریک اقتصاد مبتنی بر انرژيهای تجدیدپذیر، بیشترکشورها قادر به استقلال انرژی خواهند بود چرا که آزادی عمل بیشتری برای استراتژی‌های انرژی و روابط بین‌المللی خود دارند. در چنین تعاملات اقتصادی، واردکننده منابع هیدروکربوری نگران حملات تروریستی، منازعات نظامی و بی ثباتی های سیاسی و به تبع آن تغییرات قیمتی منبعث از آن نخواهندبود.

 

در حال حاضر تجارت نفت تقریبا 15% از معاملات جهانی را به خود اختصاص داده است. با تغییر روند تجارت انرژی و انتقال به حوزه تجدیدپذیرها، همین میزان تجارت به سمت انرژی های نو هدایت میشود. چین یکی از کشورهایی است که با تغییرات منابع انرژی، سودآوری سرشاری خواهد داشت. بااینکه در حال حاضر صنعت این کشور بسیار به منابع هیدروکروبوری وابسته است، اما سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه فناوری انرژی های تجدیدپذیرانجام داده به­طوری­که 45% از حجم سرمایه گذاری جهانی درسال 2017 را چین به خود اختصاص داده است. آلمان نیز با اینکه به منابع هیدروکربوری وابستگی دارد، اما با اینحال برنامه ریزی دقیقی برای آینده تجدیدپذیرها در کشور خود دارد. در حال حاضر 31000 پتنت انرژی تجدیدپذیر دارد که این کشور را در صدر کشورهای اروپایی در این حوزه قرار داده است.

 

یکی ازنتایج محتمل تحولات انرژی، کاهش اهمیت ژئواستراتژیک نفت و گاز به مثابه ابزار سیاست خارجی، خواهد بود. بدین مفهوم که کشورهای دارنده این منابع از انرژی های هیدروکربوری به­ مثابه دیپلماسی ­اجبار استفاده نخواهند کرد. و یا برعکس این دیپلماسی علیه دارندگان این منابع استفاده نخواهد شد. همانند آنچه در مورد ایران روی داده است. بدین معنا که از یکسو هیدروکربوری ها ابزار قدرت دارندگان و صادرکنندگان آن هستند و از سوی دیگر عاملی نیز برای تحت فشار قرارگرفتن خواهد بود. این موضوع حتی درباره کریدورهای ترانزیت و انتقال انرژی نیز صادق است. مطابق با آنچه در زمان مناقشه میان روسیه و اروپا وقطع شریانهای گاز توسط روسیه بر اروپا اتفاق افتاد. 

 

به طور خلاصه اینکه، ساختار قدرت جهانی و پویایی روابط بین دولتی به شیوه های مختلفی میتواند تغییر یابد که تغییرات منابع انرژی یکی از آنهاست. با این تغییر، قدرت میتواند غیرمتمرکز وپراکنده شود که این خود به تکثرگرایی و در نهایت نوعی از دموکراسی منجر خواهد شد. در این چارچوب، اهمیت استراتژیک بسیاری از مناطق همچون خاورمیانه بدلیل تسلط بر منابع هیدروکربوری کاسته شده و مناقشات ناشی از آن کاهش می یابد.

 بنابراین با تمایل بیشتر کشورها به سمت سرمایه گذاری در حوزه انرژی های تجدیدپذیر، جغرافیای سیاسی جهان دیگر تنها بر مبنای منابع هیدروکربوری ترسیم نشده و فراوانی دسترسی به تجدیدپذیرها و انرژی های نو، متغیر تاثیرگذار در این روند جدید ژئوپلیتیکی خواهد بود. 

 

*مدیر بین الملل ستاد انرژی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری

منبع: isti.ir

پایان پیام/






شخصی سازی

انتخاب رنگ

اندازه فونت