شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٧-
close
خدمات الکترونیک
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
صفحه اصلی > آرشیوها > آرشیو یادداشت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

نگاه کارشناس؛

جایگاه پژوهش در حوزه‌های علمی و فناوری کشور

 

 

دکتر ابراهیم سوزن‌چی*

به صورت كلي از دو بعد مختلف می‌توان به نقش و جایگاه پژوهش و پژوهشگاه‌ها نگریست. ابتدا از بعد علمی، یعنی نقش پژوهشگاه‌ها در علم و دوم از منظر فناوری و نوآوری می‌توان این جایگاه را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. در غرب سه تحول عظیم رخ داد. یکی انقلاب روشن‌فکری، دوم انقلاب صنعتی و سوم انقلاب سیاسی موجب شدند دنیای جدید شکل بگیرد. بعد علمي پژوهش ريشه در انقلاب روشن فكري و بعد فناورانه و نوآورانه آن ريشه در انقلاب صنعتي دارد.به عبارت ديگر می توان از دو زاویه مختلف راجع به مقوله تحقیق و پژوهش و نسبت آن با علم و فناوری صحبت کرد. هرکدام از این دو بعد، الزامات و مبانی خودشان را دارند و یکسان نیستند، چراکه شکل‌گیری هر یک بستر تاریخی و شکل‌گیری متفاوتی داشته‌اند.
شکل‌گیری علم به صورت جدید، که از آن تحت عنوان سایِنس(Science) یاد می کنیم، محصول دوره روشن‌فکری در اروپاست. در فضای روشن‌فکری شکل‌گرفته غرب، بر استفاده از عقل و محوریت قرار گرفتن عقل انسان بسیار تأکید شد. علم در غرب که تا آن زمان تنها وظیفه توجیه منطق و مطالبکلیسا را داشت،كم كم ساختاری مستقل گرفت و به تجربه و تکیه بر عقل استدلال گر انسان تکیه کرد. در نتیجه علم محصول چنین فضایی در غرب است. در همين فضاست كه پژوهش با علم جديد رابطه مستقيمي برقرار مي كند چرا كه براي شناخت و دستيابي به علم، عقل بايد به كاوش بپردازد. از اين رويمفهوم پژوهش به معنای ارتباط گرفتن با عالم طبیعت و شناخت آن، در حقیقت معنای اصلی علوم تجربی یا همان ساینس است.
از قرن 18‌ام به بعد این ایده مطرح شد که پژوهش و آموزش به صورتی یکپارچه کنار هم پیش بروند؛ در نهایت از دل این ایده دانشگاه‌ها ایجاد شدند. یونیورسیتی یا دانشگاه‌های مدرن که از تلفیق پژوهش با آموزش ایجاد شدند، هدف غايي آموزش را توسعه ظرفیت‌های انسان تعريف مي كردند. این نوع نگاه بیان می‌کرد ظرفیت انسان در تعامل با طبیعت شکوفا می‌شود و بهترين راه براي برقراري ارتباط با طبيعت، همان پژوهش يا غور در طبيعت بود. بدين ترتيب، پژوهش در دل خود آموزش يا شكوفا شدن ظرفيتهاي انسان را نيز داراست و در نتیجهپيشنهاد مي دادند كه آموزش و پژوهش جداي از هم نيستند. از آن پس پژوهش در بستر ساختار دانشگاه‌ها حرکت کرده و آموزشدر مسیر علم قدم گذاشت. دانشگاه‌های مدرن پيرو اين تفكر ایجاد شدند و يكي از مباني اساسي آن اين بود كه هزینه تحقيقات علمي و آموزش را بايد دولت تأمین كند ولي در امور داخلي و مديريت علم نبايد دخالت كند. در پرانتز عرض كنم كه اين توجه به تجربه و ارتباط گرفتن با طبيعت، به قول برخي از شرق شناسان، نظير جرج سارتن، مبناي شكوفايي تمدن اسلامي نيز بوده است و از زماني كه اسلام به دام تصوف و جدايي از تجربه افتاد، دوران افول آن نيز آغاز شد و اين مساله مصادف با زماني بوده كه غرب از دام مكتبي گري (يعني توجيه ادعاهاي بي پايه كليسا)، در آمده و به تجربه گرايي پرداخت.
یک سوی دیگر پژوهش اما، به حوزه اقتصاد و فناوری برمی‌گردد. سوی دوم پژوهش به معنای فناورانه و نوآورانه، ناشی از انقلاب صنعتی اروپاست. زمانی‌که انقلاب صنعتی در انگلستان رخ داد و در پی آن ماشین های صنعتی ایجد شدند، عده ای وجود داشتند که از طریق تلاش در ساخت ابزارهای جدید و ساخت وسایل جدید گذران زندگی می کردند. این افراد که به نوعی کارآفرین بودند و مبتنی بر توانایی‌های فردی کسب درامد می کردند، نوع دیگری از پژوهش را در فضای صنعتی ایجاد کردند. پژوهش این افراد عمدتا با هدف منفعت اقتصادی و نه فهم قوانین طبیعت، منجر به ساخت وسیله یا ابزار جدیدمی‌شد.
با بررسی تفاوت در نوع عملکرد و دیگاه ادیسون با نیوتون، می‌توان این مسأله را درک کرد. ادیسون در پی اختراع و ساخت ابزارهای جدید بود ولی نیوتون در پی کشف قوانین و حقایق طبیعت تحقیق و پژوهش می کرد.
در سير تحول صنعتي شدن كشورها و شكل گيري تدريجي بنگاه هاي بزرگ در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، به تدریج دپارتمان تحقیق و توسعه به قسمت مهمی از کارخانه‌های صنعتی تبدیل شد. ساختارهایی که با تحقیق و پژوهش به تولید ابزارهای جدید یا توسعه و تجهیز کارخانه ها يا توسعه محصولات جديد برآمدند‌ به بخش مهمی از این واحدها تبدیل شدند. اين واحدهاي تحقيق و توسعه از يافته هاي علمي در صورت لزوم استفاده مي كردند، اما مبناي تفكر و رفتار آنها خلق اشياء جديد از طريق سعي و خطا بود.
در نتیجه بخش پژوهش علمی و تجربی، و بخش پژوهش اقتصادی و فناوری در دو پارادایم مختلف به جلو رفتند؛ هرچند همواره ارتباط هایی داشته‌اند. به طور مثال وقتی ابزار جدیدی ساخته می‌شود، نیازمند پیروی از قوانین طبیعت و آشنایی سازنده با علوم محض است. حال چگونگی این ارتباط در طول زمان بحث بسیار مهمی است که در ادامه بايد بدان پرداخت. ولي توجه به اين نكته لازم است كه ارتباط صنعت و دانشگاه در مقوله پژوهش، بخش اندكي از چه سهم پژوهشهاي دانشگاهي و چه پژوهشهاي صنعتي را شكل مي دهد (هر چند بخش مهمي است) و اينكه فكر كنيم مثلا نصف يا بيشتر پژوهشهاي دانشگاه ها در دنيا به وسيله صنعت تامين مالي مي شود، يك فكر كاملا اشتباهي است. حداكثر در آلمان، ميزان پژوهشهاي دانشگاهي كه از طريق صنعت تعريف مي شود به ده درصد مي رسد و آمار روشن و شفافي در اين زمينه وجود دارد.
اگر برگرديم به ايران، متوجه مي شويم كه پژوهش در ایران به شیوه دیگری به جلو رفته‌ و بنای دانشگاه‌ها زمانی‌که در ایران شکل گرفتند، صرفا آموزش‌محور و نه پژوهش‌محور بوده است. اگرچه دانشگاه های دنیا به مفهوم مدرن‌ مبتنی بر پژوهش و کشف قوانین طبيعتپیش رفتند اما این نهاد در ایران صرفا مبتنی بر آموزش دادن فعالیت کرده اند. یعنی این نهاد از ابتدا طوری ایجاد شده که مبنای آن پژوهش نبوده است.
در واقع دانشگاه‌ها صرفاً برای ارائه آموزش‌ها ایجاد شدند و در نتیجه پژوهش یک امر متأخر بوده است. طی بیست سال اخیر این دغدغه مطرح شد که تحقیق و پژوهش چگونه می‌تواند در سيستم آموزش عالي ما طرح شود. اما متأسفانه هنوز برای این مسأله به پاسخ روشنی نرسیده‌ایم و تکلیف ما در استفاده از یک مدل راهبردی تعیین نشده است و اسناد بالادستي نيز به يك سري شعارهاي كلي اكتفا كرده اند، اما مدلي پيش روي ما قرار نمي دهند. لذا تحقیق و پژوهش در دانشگاه‌ها همچنان به مثابه یک موجود غریبه است. از اين رويساختار دانشگاهی کشورمان از تعریف جایگاهی مشخص برای پژوهش رنج می‌برد. در دانشگاه های معتبر دنیا، مرکز ثقل اقدام ها پژوهشاست، و از آنجا كه صنت نيز در سير تاريخي طبيعي خود به سمت تحقيق و توسعه روي آورده است، نسبت تحقيقات دانشگاهي با آموزش، صنعت و فناوری به خوبی تعریف شده است. اما ما در ايران يك درگیری ساختاری جدی داريم تا بتوانیم پژوهش را در ساختاری که بر مبنای آموزش صرف ایجاد شده است، واردکرده و متاسفانه همچنان توفیق چندانی کسب نکرده‌ایم. در كنار اين مساله مشاهده مي كنيم كه در کشور صنعتی شدن نیز بر مبنای رقابت و توسعه نبوده است،‌ محصولات رقابت‌پذیر و پیشرفته معنا ندارد و به همین دلیل در صنعت و فناوری نیز پژوهش و تحقیق و توسعه تعریف شده نیست. اغلب مواردی که تحت عنوان واحد تحقیق و توسعه فعالیت می‌کنند جنبه تشریفاتی دارند.
در حال حاضر در تکاپوی تعریف جایگاه مشخصی برای پژوهش در دو بخش علم و صنعت هستیم. اما بايد توجه كنيم كه مسیری که توسط این دو طی می‌شود لزوما یکسان نخواهد بود. چراکه دانشگاه با سیاست‌های خود و صنعت و فناوری نیز با راهبردهای متناسب با خود حرکت می کند. به صورت خلاصه بايد بگويم كه در مجموع می‌بایست ساختارهای نادرستی که چه در حوزه اموزش و چه در حوزه صنعت از گذشته تحمیل شده‌اند اصلاح شوند تا پژوهش جایگاه واقعی خود را بیابند. اگر این چالشها و ایرادات اساسی رفع شوند،‌ آن‌گاه مقوله‌ای به نام ارتباط صنعت و دانشگاه می‌تواند معنای واقعی پیدا کند و جايگاه مناسب خود را بيابد.

 

*عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد و قائم مقام پژوهشکده سیاستگذاری علم، فناوری وصنعت دانشگاه صنعتی شریف
منبع: isti.ir
پایان پیام/24


١١:٣٩ - سه شنبه ١٥ مهر ١٣٩٣    /    شماره : ٢٥٨٣    /    تعداد نمایش : ٣٨٣٠



خروج




©تمامی حقوق متعلق به این سایت و برای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری محفوظ می باشد.www.isti.ir