
ستاری: برای اینکه اقتصادمان را از سلطهی نفت رها کنیم به تولید دانشبنیان نیاز داریم
رهبر انقلاب اسلامی سال ۱۴۰۱ را به عنوان سال «تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین» نامگذاری کردند. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری یکی از مهمترین جایگاههای دولتی است که نسبت مستقیمی با شعار سال ۱۴۰۱ دارد.
به همین مناسبت پایگاه KHAMENEI.IR برای تحلیل و ارزیابی وضعیت فعلی کشور در حوزه دانشبنیان، به گفتوگو با دکتر سورنا ستاری پرداخته است. ستاری معتقد است که مهمترین ویژگی تولید دانشبنیان، بومیسازی تولید متناسب با مسائل جامعه و جدا شدن از فرهنگ اقتصاد نفتی است.




این مسئله دلایل مختلفی دارد، مثلاً یکی از آنها یارانههای زیادی است که دولت در حوزهی کشاورزی پرداخت میکند و یا شبکههایی که در حوزههای مختلف واردات مشغولاند. وگرنه کشوری مثل ما هیچ وقت نباید غذایش را از خارج کشور تأمین بکند. ما با فناوری میتوانیم با همین عده و عدهی خودمان مثلاً با همین وضعیت محیط زیست با همین وضعیت آبی که داریم به واسطهی فناوریهای جدید، نیاز غذایی کشور خودمان را تهیه بکنیم. و این احتیاج به دانش و نوآوری دارد که وارد حوزهی کشاورزی بشود.
ما ظرفیت خیلی بالایی در این حوزه داریم. در حال حاضر قریب به سه درصد تولید ناخالص داخلیمان در حوزهی دانشبنیان هست. ولی واقعاً ظرفیت کشور بیشتر از اینهاست و به سمت آن اهدافی که رهبر انقلاب بیان کردهاند -که بیش از پنج درصد مدنظرشان هست- باید حرکت کنیم. یعنی این حداقل مطالبهای است که ایشان در این موضوع داشتهاند. ما هنوز فاصله داریم با اهدافمان، ولی رشد این زیستبوم بسیار خوب بوده است. یکی دیگر از مؤلفههای لازم، همراهی کردن سازمانهای دیگر با دانشبنیانهاست. ببینید! یک سازمان، فقط وزارت و وزیر و اینها نیست. یک ساختاری ما داریم که براساس همین اقتصاد سنتی درست شده است. در بخش خصوصی نیز به همین شکل است. در کارخانجات خصوصی همین است در دولتش هم همینطور است. این یک فرهنگ است که باید همهمان با آن بتوانیم خودمان را وفق بدهیم تا اتفاقات خوبی برایمان بیفتد.



مهم این است که ما بتوانیم یک ارزش افزودهای را در اقتصاد ایجاد بکنیم. بسیاری از این شرکتهایی که در این حوزهی دانشبنیان دارند کار میکنند شما میبینید در یک آپارتمان چند ده متری میلیاردها تومان درآمد دارند. این ارزش افزوده، ارزش افزودهی دانش است. که روی ماده اولیه سوار میشود و باعث میشود که این اتفاقات در اقتصاد بیفتد.


به هر حال تغییر رفتار بازیگران بزرگ اقتصاد، مثل وزارتخانههای نفت، نیرو و جهاد کشاورزی خیلی میتواند در توسعه حوزه دانشبنیان مؤثر باشد. این تغییر رفتار به ماهیت خود این وزارتخانهها هم برمیگردد. الان چنین ماهیتی ندارند. ما برای هر مورد از پروژهها باید فشارهای سنگین روی وزارتخانهها بگذاریم تا مثلاً در فلان مناقصه شرکت خارجی نیاید، یا نمایندهی خارجی این کار را نکند. یا اینکه از محصولاتی که نمونهاش در داخل ساخته شده است استفاده بکنند. این مسائل وقتی روان میشود که فرهنگ آن در جامعه توسعه پیدا بکند.







ما همه مدیون این فضا هستیم. بسیاری از چیزهایی که یک دهه قبل در فضای اقتصاد نفتی یک ننگ محسوب میشد، الان یک ارزش است. آن وقت اصلاً نمیتوانستیم در محیط علمی بگوییم که یک استاد دانشگاه میتواند شرکت داشته باشد. یا دانشگاهها بیایند درآمدهایشان را با کار در این حوزه متنوع کنند. یا بپرسیم چرا این قدر وابستگی به دولت وجود دارد؟ پس قرارداد ارتباط با صنعت چه میشود؟ درواقع شرکتهای دانشبنیان چه میشود؟ اصلاً این حرفها را نمیشد زد. الان شما در طول این هفت، هشت سال اخیر فقط عدد لغاتی که به ادبیات کارآفرینی کشور اضافه شده است را ببینید. پارکهای علم و فناوری، شرکتهای دانشبنیان، شرکتهای خلاق، کارخانجات نوآوری، مراکز نوآوری، صندوقهای خطرپذیر و... . اینها فقط بخشی از لغاتی است که به ادبیات کارآفرینی کشور اضافه شده و پایهی رشد همان فرهنگی است که راجع به آن صحبت میکنیم. اینها همه مدیون این حمایتها است.
واقعاً هر وقت ما خدمت رهبر انقلاب نامهای ارسال کردیم، جوابهای بسیار صریحی گرفتیم. انشاءالله دولت سیزدهم هم از این حوزه حمایت لازم را داشته باشد. من در همین مدت کوتاه همکاری با دولت جدید، خیلی خوشحالم از اینکه میبینم بسیاری از مشکلات گذشتهی ما دارد حل میشود. نمونهاش تصویب همین قانون جهش تولید در مجلس است. ما بیش از سی نماینده در مجلس شورای اسلامی داریم که عضوی از همین زیستبوم دانشبنیان بوده و الان نماینده شدهاند. چرا یک قانون آنجا تصویب میشود؟ چون مجلس، مجلسی است که این اصول را میفهمد. ادبیات کارآفرینی را در حوزهی دانشبنیان متوجه میشود.
بخش خصوصی در اتاق بازرگانی تهران فکر میکنم ۴۲ عضو دارد، که حدود هفده، هجده مورد از آنها شرکتهای دانشبنیاناند. خب یک زمانی اتاق بازرگانی در دست تجار و بازرگانان بوده است، وقتی که در آنجا راجع به محیط کسب و کار صحبت میشد، آن موقع فضای غالب واردات بوده است. الان فضای حاکم، فضای تولید است، فضای صادرات است و بحث بر سر حل مشکلات تولید و صادرات است.



#
Send to friends